Monday, July 07, 2008
مشهد، زندان وکیل آباد
با بهائیها در مسیر زندگی -فصل سوم
خوشحالم که این بخش از خاطرات زندگی ام را گرچه خیلی مختصر اما تا آنجا که مقدورم بود به رشته تحریر در آوردم. ابتدا به این دلیل که همیشه فکر می کردم که به تمام دوستان هم بندم از جمله دوستان بهائی که با هم سالهای طولانی در سخت ترین شرایط زندان را گذراندیم، مدیونم که این حقایق را بازگو کنم. امیدوارم دیگر دوستان هم بخصوص دوستان بهائی به بازگوئی خاطرات آن سالهای تلخ بپردازند. مطمئنم که باز گوئی همه رنج و دردی که برما رفته است و بر انگیختن احساسات بشری دیگر هموطنان، یکی از موثرترین راههای جلو گیری از تکرار مجدد جنایت است، همه ما باید آنچه را که شاهدش بوده ایم بازگو کنیم تا از تکرار دوباره جنایت جلوگیری شود. وظیفه ما نشان دادن چهره کریه و عمق زشتی و پلیدی جنایتی است که شاهد آن بوده ایم، نشان دادن عمق زشتی و پلیدی این جنایات موجب می شود که دیگر نه کسی اشتهای تکرار آن را داشته باشد و نه کسی پذیرا و مشوق آن شود. مسکوت گذاشتن دامنه این جنایات و پنهان کردن آنها در قفسه های بایگانی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، مشوق تکرار آنها در آینده است.
ادامه مطلب
Monday, June 30, 2008
با بهائیها در زندان
با بهاییها در مسیر زندگی-فصل دوم
زندگی در سلول انفرادی خودش یکی از سختترین شکنجهها بود. در این سلولها نه از تهویه خبری بود، نه از کولر و نه از بخاری یا شوفاژ. تابستان گرم مشهد در این سلولها غوغا میکرد. از صبح سحر با اولین چای که به ما میدادند، عرق تمام بدنمان را میپوشاند. تمام روز از گرما میپختی. زمستان در عوض انگار که به زمهریر منتقلت کرده بودند. چنان سرد بود که بعضی شبها تا صبح ما نمیتوانستیم بخوابیم و باید نرمش میکردیم تا یخ نزنیم. پتوهای سربازی را گاه بصورت کیسهای در میآوردیم که در واقع چندلا میشد و در میان کیسه میخوابیدیم. بعضی از پتوهای سربازی بسیار کثیف بود و بو میداد. از آنجا که معمولا بعد از کابل، کف پاها خونریزی میکرد و هیچ وسیلهای هم برای تمیز کردن آن در اختیار نداشتیم، بسیاری از پتوها خونالود بود و خون خشک شده بر آنها دیده میشد.
ادامه مطلب
Tuesday, June 17, 2008
بهایی ستیزی پیش و پس از انقلاب
با بهاییها در مسیر زندگی-فصل اول
برای بچههای هم سن و سال ما، بهائیت چند مشخصه بیشتر نداشت. گاه با همان «جهود»های «محمدی» کن یکی شان می گرفتیم. و گاه جماعت نجسی بودند که در میان آنها هیچ ارزش اخلاقی جایگاهی نداشت. روابط جنسی آزاد داشتند، پدر و دختر با هم میخوابیدند، در جلسات شبانه خود پس از مراسم دینی چراغها را خاموش میکردند و هرکسی با هرکسی همخوابگی میکرد. انجمن حجتیه در آن دوران بیشتر با این ادعاهای آخری بچهها را جلب میکرد. این باور به بی بندوباری بهاییها دیگر فقط مربوط به نوجوانان و بچهها نبود. بسیاری از مردم میانسال و سالخورده در کشور ما نیز چنین باوری داشتند. این باور چنان قوی بود که گاه برخی ازمردان مسلمان که در پی الواتی بودند تصور میکردند اگر به دین بهایی در آیند، مشکلی از نظر روابط نامشروع با زنان و دختران آنها نخواهند داشت.
ادامه مطلب
Tuesday, June 10, 2008
گزینه جانبداری از نومحافظه کاری
شیفتگی برخی از فعالین سیاسی ایرانی
معیار و محک این گروه از فعالین سیاسی ایرانی در دفاع از دمکراسی، صلح و منافع ملی، همراهی و تایید سیاست اسرائیل و امریکا در منطقه بویژه در رابطه با ایران است. از نظر این گروه، جهان به مانند همان دوران جنگ سرد به دو دنیای مقابل یکدیگر تقسیم شده اند که حذف یکی لازمهی ادامه حیات دیگری است. اما اینبار تضاد، نه تضاد کار و سرمایه و یا سوسیالیسم و امپریالیسم است. اینبار تضاد میان دو محور شر و خیر، شرارت و نیکی، و اهریمنی و اهورایی است. دو دنیایی که اینبار نه با دیوار سیمانی برلین که با دیوار ایدئولوژی مقدس نو محافظه کاری خیراندیش از دنیای شرارت و اهریمنی بنیادگرایان مسلمان جدا شده، دیواری که تا نهایت عرش بالا رفته و هیچ منفذی در هیچ کجای آن نمی توان سراغ گرفت.
ادامه مطلب
Wednesday, May 21, 2008
کریم آقا هم درگذشت
کمر کریم آقا و فروغ خانم شکسته بود
گاهگداری فرصتی دست میداد که با کریم آقا سلام و احوالپرسی کنم. من یک سال پس از دستگیری امین دستگیر شدم. آن موقع هنوز زیر حکم اعدام بودم. در دادگاهی چند دقیقهای حاج آقا پورمحمدی دادستان انقلاب در کیفرخواستی که تنظیم کرده بود تقاضای اعدام کرده بود. هم مدرسهای ایشان، حجتالاسلام رازینی که رئیس دادگاه انقلاب و حاکم شرع بود معمولا روی حاج آقا پورمحمدی را زمین نمیزد و با همه تقاضاهای اعدام ایشان بی بروبرگرد موافقت میکرد. گاهی هم از ایشان پیش دستی میگرفت و بدون اینکه حاج آقا پورمحمدی بخواهد، حکم اعدام صادر میکرد. انگار این دو با هم برای اعدام بچهها مسابقه گذاشته بودند. مطمئنم با اینکه رازینی چند صد نفر را در خراسان و بعدها در دادگاه ویژه روحانیت و در اوین به مرگ محکوم کرد، ولی باز به حاج آقا پورمحمدی مسابقه را باخت.
پور محمدی جدای از صدها تقاضای حکم اعدام در مقام دادستانی استان هرمزگان و خراسان، چند سال بعد در مقام یکی از سه نفر اعضای کمیته مرگ در سال ۶۷ ظرف چند هفته افتخار قتل عام ملی را نیز از آن خود کرد. احتمالا مصطفی پورمحمدی یکی از رکوردداران قتل عام و کشتار در تاریخ معاصر ایران است.
امین بعد از تحمل ۷ سال زندان در تابستان ۶۷ به حکم پورمحمدی اعدام شد.
ادامه مطلب
Sunday, March 16, 2008
درسهایی از شکستهای انتخاباتی اصلاح طلبان
بازسازی اعتماد از دست رفته
در مقابل، اصلاح طلبان هیچگاه به مردم اعتماد نکردند. مباحث همیشه پشت درهای بسته و در جمع خودیها مطرح شد. نتیجه اما همیشه عقب نشینی بود تا آنجا که امروز حتی در رابطه با قتلهای زنجیرهای که خاتمی با ابراز انزجار از آن و پیگیری ماجرا محبوبیت تاریخی پیدا کرد، بدهی بالا آوردهاند و روحالله حسینیان پریروز در دانشگاه شهید بهشتی و چندی پیش در مدرسه حقانی چنان وانمود کرد که گویا کل قضیه قتلها زیر سر عوامل وابسته به اصلاح طلبان در وزارت اطلاعات بوده است و متاسفانه تمامی اصلاح طلبان در این رابطه سکوت کردهاند.
ادامه مطلب
Sunday, March 16, 2008
تجربه سه دهه حکومت دینی
"خیانت به دین، جاسوسی و مزدوری بیگانگان"
در کمترین دورانی از تاریخ یعنی حداقل در کشور ما رهبری دینی در یک زمان محدود ۳۰ ساله اینهمه مورد اتهام و بی مهری از طرف دستگاه حکومتی قرار گرفته است. در هیچ کجا از تاریخ معاصر یا چندصد ساله گذشته در کشورهای اسلامی و بویژه کشورهای شیعه، مراجع تقلید در نمایشهای تلویزیونی مجبور به عذرخواهی از مردم و اعتراف به خیانت به کشور و دروغگویی نشدهاند (آنچه بر آیتالله شریعتمداری رفت) یا خویشاوندان آنها به اتهام قتل و جنایت توسط دادگاهها به اعدام محکوم نشده بودند (مهدی هاشمی وقضیه آیتالله منتظری) و یا خانههای آنها مورد هجوم و سنگسار واقع نشده و درب خانههایشان از جاکنده نشده است (ماجراهای آیتالله منتظری) و یا به ساده لوحی و ابزار دست نیروهای بیگانه و جریانات سیاسی متهم نشده بودند و یا که فرزند امامشان را در یک توطئه قدرت به قتل نرسانده بودند (قتل سید احمد خمینی).
ادامه مطلب
Thursday, February 28, 2008
پروژه مشترک حسن و حسین
درجستجوی شبکههای لابی و پرونده سازی اطلاعاتی
پروژه مشترک حسن داعی و حسین شریعتمداری در مورد فرح کریمی ودیگر شخصیتهای ملی و حقوق بشری مانند شیرین عبادی، اروند آبراهامیان و مینو مرتاضی و اکبر گنجی و دهها شخصیت دیگر، ترور شخصیت ، بی اعتبار کردن و بی اعتماد کردن مردم نسبت به شخصیت و فعالیت های انساندوستانه و حقوق بشری آنهاست. حسن داعی گرچه با لجن پراکنی و اتهام به این افراد و بسیاری دیگر در صدد است که به آنها اتهام همکاری با جمهوری اسلامی و ایفای نقش لابی این رژیم را در خارج از کشور بزند ولی در حقیقت بخشی از همان پروژه وزارت اطلاعات و مافیای حسین شریعتمداری را درخارج از کشور به پیش میبرد با این تفاوت که او برخلاف چهره کریه و اطلاعاتی حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان، با چهره ای به ظاهر حق به جانب به عنوان یک ملی-مذهبی و محقق تازه به دوران رسیده خارج نشین در اشاعه لجن پراکنی های خود از تریبون فاکس نیوز، صدای امریکا و چند وب سایت ایرانی که متاسفانه بدون پذیرش مسئولیتی به گسترش لجن پراکنیهای او کمک میکنند سود میجوید.
ادامه مطلب
Tuesday, January 29, 2008
رابطه احزاب کرد با اپوزیسیون سراسری
ستم ملي در كردستان
هرگاه وحشت از جدایی طلبی مانع نزدیکی احزاب سراسری و احزاب منطقه ای گردد،در نتیجه آن نقش نیروهای جدایی طلب در این مناطق افزایش یافته و عملا خطر جریان های جدایی طلب در مناطق سکونت اقلیت های قومی افزایش پیدا خواهد کرد.
رهبران احزاب کرد و مردم کردستان به این حقیقت واقفند که آینده مردم کردستان در یک ایران دمکراتیک و قدرتمند در منطقه بمراتب بر یک حکومت محلی کوچک و ضعیف که نمی توان هیچ چشم انداز روشنی در آینده منطقه برای آن ترسیم نمود ارجحیت داشته و آگاهانه تا کنون در دام چنین سیاستهایی نیفتاده اند. پاسخ به این هشیاری از جانب احزاب و شخصیت های دمکرات ایرانی پذیرش حقوق ملی مردم کردستان است.
ادامه مطلب
Monday, December 10, 2007
درسی برای اپوزیسیون ایران
نگاهی بر انتشار سند برآورد اطلاعات ملی
اپوزیسیون نباید اساس مخالفت خود را با نظام جمهوری اسلامی بر پایه تقابل این نظام با کشورهای دیگر چه در منطقه و چه در خارج منطقه قرار دهد.
اپوزیسیون نباید سرنوشت و هویت خود را به پروژههایی پیوند بزند که حوزه تقابل نظام با دیگر قدرتهای منطقهای و جهانی است و به اصل مبارزه برای دمکراسی و حقوق بشر مربوط نمیشود. میدان مبارزه اپوزیسیون با نظام جمهوری اسلامی نباید بر پایه تقلیل حوزه منافع ایران در تقابل با دیگر کشورها باشد.
میدان مبارزه و حوزه تقابل اپوزیسیون دمکرات ایرانی با نظام جمهوری اسلامی ایران در درون مرزهای کشور برای توسعه سیاسی هر چه بیشتر و استقرار یک نظام دمکراتیک و کسب قدرت سیاسی به منظور توسعه هرچه بیشتر منافع ملی در منطقه و جهان است. اپوزیسیون دمکرات ایرانی نباید در ادامه این بازی مهملات برخی از محافل امریکایی را باز تکرار نموده و با جرزنی و لجاجت برای اثبات تمایل نظام به دستیابی به بمب هستهای به اعتبار خود بیشتر لطمه زند.
ادامه مطلب
Friday, November 30, 2007
پیرامون بن بست سیاست در ایران
سرکوب مسلما عامل اساسی در ایجاد بنبست سیاسی در کشور ما بوده است. اما چنانچه پیشتر توضیح دادم، فقدان پیشزمینههای گذار برای تحول همانگونه که شما در سوال اشاره کردید نیز نقش جدی در این بن بست ایفا میکند.
علاوه بر تمام عوامل ذکر شده، بنبست مقابل روی اپوزیسیون بیشتر از آن روست که اپوزیسیون ایران بطور عمده رفتاری واکنشی نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران و مواضع رهبری آن تا کنون اتخاذ کرده است. آلترناتیو دمکراتیک مورد نظر اپوزیسیون صرفا با نقد مواضع رهبری نظام جمهوری اسلامی شکل نمیگیرد. آلترناتیوی دمکراتیک باید همزمان با نقد نظام بتواند برنامههای دمکراتیک خود را در زمینههای بسیار مشخص زندگی مردم تعریف نماید. اکثریت مردم ایران در مقایسه میان دو برنامه سیاسی است که امکان انتخاب خواهند داشت. مردم ایران، از جمله بخش قابل توجهی از حامیان نظام کنونی باید به این نتیجه برسند که با انتخاب زندگی در یک نظام دمکراتیک و سکولار مطمئنا از امکانات بیشتری در تمامی عرصههای زندگی اجتماعی برخوردار خواهند بود. بطور یقین میتوان گفت که تازمانی که اکثریت مردم ما به آیندهای بهتر در یک آلترناتیو دمکراتیک یقین حاصل نکنند، اینگونه تحول در کشور ما چشماندازی نخواهد داشت.
ادامه مطلب
Thursday, November 15, 2007
سیمای آزادی یا سیمای ارتجاع
سیمای مجاهدین خلق یا سیمای مسعود و مریم
شدت تنفر از رژیم جمهوری اسلامی ایران در کشتار مخالفین بویژه در دهه اول پس از انقلاب و بویژه کشتار وحشیانه زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ متاسفانه باعث شده است که بخش قابل توجهی از نیروهای مخالف نظام اسلامی به خود اجازه نمیدهند که رفتارهای مسخره و بشدت عقبمانده رهبری سازمان مجاهدین را به نقد بکشند. این وحشت بیشتر به این دلیل است که رهبری سازمان مجاهدین هرگونه نقد و مخالفتی را با سیاستهای خود به محافل اطلاعاتی و امنیتی رژیم نسبت میدهد.
وقتی شنیدم ترکمان باشی (صفر مراد نیازوف) رهبر ترکمنستان، سال ۲۰۰۳ را به نام مادرش سال قربان سلطان نام نهاد، و یا ماه آوریل را برای همیشه ماه قربان سلطان نامید و یا نام مجله زنان در ترکمنستان را قربان سلطان
گذاشت، به یاد رجوی افتادم که نام تکه زمینی را که حکمران آن است به نام همسر اولش اشرف گذاشت و همسر دومش را رئیس جمهور همان تکه زمین کرد. احتمالا اگر آرزوی دیرین او در دستیابی به قدرت در سراسر کشور ایران روزی برآورده شود، بعید نیست که اسم کشور ایران را به کشور اشرف تغییر دهد و اگر مریم هنوز همسر ایشان باشد، رئیس جمهور دائمالعمر کشور مریم خواهد بود. مردم ایران هم افتخار خواهند داشت که نشان اشرف بگیرند و اشرفنشان شوند.
ادامه مطلب
Saturday, October 13, 2007
چرا مجازات اعدام باید لغو گردد
حکم اعدام در مقابل حقوق بشر
اگر آویزان کردن یک زن از دستهایش، بطوریکه به او درد شدیدی وارد آید، به عنوان شکنجه محکوم است، چگونه میتوان آویزان کردن او را از گردن تا زمان جان دادن او توضیح داد؟ اگر مشاهدهی اتصال برق 100 وقت به اندامهای حساس یک مرد حال ما را به هم میزند، چه واکنشی میتوان در مقابل مشاهده اتصال برق 2000 ولت به بدن او تا هنگام مرگ وی داشت؟ اگر گذاشتن لوله تپانچه بر سر کسی و یا تزریق مواد شیمیایی به بدن فردی و مشاهده درد و رنج حاصل از آن به روشنی گواهی بر شکنجه است، اسم کشتن یک انسان با گلوله یا تزریق مواد شیمیایی در رگهایش را چه باید بگذاریم؟ آیا واقعا صرف پروسهی قانونی در اجرای این بیرحمیها این رفتار غیرانسانی را توجیه میکند
ادامه مطلب
Saturday, October 13, 2007
مخالفت با جنگ: وظیفه اخلاقی یا فانتزی
نقدی بر نظر آقای زیدآبادی
بسیاری از دوستان دیگری که طی این سالها به خارج آمدهاند، برای دیدار با مقامات حکومتی امریکا سرودست میشکنند و دیدار با معاون وزارتخانهای یا رئیس دفتری برایشان در حد آرزوست. و در این دیدارها همه تلاش خود را میکنند که رهبر فلان جنبش معرفی شوند و یا بنیانگذار فلان نهاد نظامی یا امنیتی قلمداد شده و به این ترتیب برای خود اتوریته قلابی رهبری اپوزیسیون بسازند. این تلاش متاسفانه تا آنجا پیش رفته است که بخش قابل توجهی از روشنفکران معتبر جهانی و محافل دمکراسی خواه و نهادهای حقوق بشری به بسیاری از این به اصطلاح رهبران اپوزیسیون ایرانی در خارج کشور به چشم عناصر مزدور، اجیر شده و در بهترین حالت، عروسکهایی در دست سیاستمداران ایالات متحده نگاه میکنند و حداکثر آنها را در حد چلبی و ایادعلاوی در عراق میشناسند. چنین تصویری از رهبران اپوزیسیون و رهبران سیاسی ایرانی خارج کشور متاسفانه موجب آن شده است که:
ادامه مطلب
Tuesday, October 02, 2007
حاصل پروژه تخریب نومحافظه کاران در عراق
عظیم ترین پروژه ویرانی و تخریب با معماری گروههای نئومحافظه کار امریکایی
چهره دمکراسی و پیام دمکراسی خواهی بویژه دمکراسی لیبرال امریکایی در سراسر منطقه و حتی فراتر از آن بشدت آسیب دیده است. عواقب جنگ برای مردم منطقه، مداخله زورگویانه امریکا، تجربه های دردناک خشونت های روزانه در عراق، افتضاح ابوقریب و نقض حقوق بشر در زندانهای آشکار و پنهان تحت کنترل امریکا، چنان تصویری از دمکراسی امریکایی در منطقه ساخته است که برای ترمیم آن سالهای طولانی زمان لازم است.
امروز متاسفانه نه تنها در عراق که در تمامی منطقه از لبنان و سوریه گرفته تا پاکستان و ترکیه موج اسلامگرایی و گرایش به احزاب با برنامه های اسلامی، جایگزین پلاتفرمهای دمکراسی خواهی شده است. این روند متاسفانه پروژه های دمکراسی خواهانه روشنفکران لیبرال، دمکرات و سکولار در کشورهای منطقه را دچار جدی ترین چالش در این کشورها کرده است.
ادامه مطلب