رضا فانی یزدی

Reza Fani Yazdi


Monday, June 22, 2009

گام به گام اما چگونه باید پیش رفت

مردم را به مصاف یکدیگر فرستادن اشتباه تاریخی است

تقابل جمعیت های میلیونی در هرکجای دنیا که اتفاق افتاده است به کشتارها و خصومت های تاریخی منجر گشته که آسیب های حاصل از آن برای دهه ها و قرن ها گریبانگیر آن جوامع باقی مانده است. نباید گذاشت آنچه در عراق به شکل تقابل میان شیعه و سنی و یا در افریقا در تقابل میان قبیله های مختلف اتفاق افتاده و به کشتارهای عظیم بشری منجر گردیده در کشورما آغاز شود.
نباید گذاشت فجایع دوران میلوسویچ در کوسوو در ایران تکرار گردد.
رویارویی مردم در مقابل یکدیگر عمر نظام اسلامی را در پشت کینه های خونین برای دهه های آینده در کشور تضمین خواهد کرد.

ادامه مطلب


Sunday, June 21, 2009

خامنه‌ای در نماز جمعه چه گفت

صلح حدیبیه یا کشتار و خونریزی و سرکوب

صلح حدیبیه در خطبه اول پیامی بود در مقابل گسترش دامنه ی اعتراضات و حمایت بخش های وسیع تری از مردم و احتمال اعتصابات عمومی و حمایت شخصیت های موثر نظام از جنبش اعتراضی مردم و مدلی از اجبار به عقب نشینی به شیوه ی پیامبر.
کشتار و خونریزی و سرکوب، پیام خطبه ی دوم بود در صورتیکه وضعیت به همین منوال باقی مانده و حکومت اسلامی در توان خود سرکوب جنبشرا میسر یافته و نیازی به پذیرش صلح حدیبیه نداشته باشد.
خامنه ای با آگاهی کامل، دو خطبه را به گونه ای انتخاب کرد که بیانگر تمایل قطعی او در جهت سرکوب جنبش و خلع کامل قدرت از حریف است.

ادامه مطلب


Tuesday, June 16, 2009

دوران دشواری است

مناظره های تلویزیونی تکمیل پروژه کودتا

امروز قدرت حضور مردم در خیابانهاست که مانع برپایی دادگاه های از پیش تدارک شده ی کودتاچیان برعلیه هاشمی و خاتمی و دیگران است. بازگشت و عقب نشینی مردم بدون دستیابی به تغییرات اساسی در ساختار قدرت حکومت، پیامدی جز سرکوب همه گیر برای رهبران اصلاح طلب ببار نخواهد آورد. تنها راه مقابله و جلوگیری از خونریزی و سرکوب، حفظ تعادل قدرت مردم در مقابل سبوعیت رهبری نظام است. باید توجه داشت که مردم را نمی توان بدون سازماندهی و رهبری و بدون طرح خواسته های مشخص قابل دستیابی برای همیشه در خیابانها و در مقابل جنایتگران رژیم نگه داشت.

ادامه مطلب


Tuesday, June 09, 2009

هاشمی: بازنده ی اصلی

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

هاشمی خودکامه که با هزار حیله و نیرنگ و دروغ در مجلس خبرگان پس از مرگ آیت الله خمینی برای جلوگیری از قدرت گرفتن دوباره ی آیت الله منتظری – که هنوز رسما در مقام نیابت رهبری بود – خامنه ای را به عنوان جانشین رهبر به مردم و خبرگان تحمیل نمود در مخیله اش هم نمی گنجید که خامنه ای بیست سال بعد به تقلید از امام بزرگش، آیت الله خمینی، همان کند که خمینی با آیت الله منتظری کرد

ادامه مطلب


Tuesday, June 02, 2009

پشت کردن به فرصت تاریخی

انتخاب احمدی نژاد

ممانعت از ادامه ی حضور احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری برای یک دوره دیگردر حقیقت بیانگر تمایل و انتخاب مردم و رهبران حکومت ایران در راستای حمایت از سیاست تعدیل تشنج در خاورمیانه است. انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری عملا روند مذاکرات در آینده را به مخاطره خواهد انداخت. کمک به انتخاب احمدی نژاد، چه به صورت فعال و چه به شکل انفعالی آن، کمک به مقابله و رویارویی احتمالی جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل و ایالات متحده و تشدید تشنج هر بیشتر درمنطقه و مناسبات میان دو کشور خواهد بود.

ادامه مطلب


Friday, May 22, 2009

با دولت آبادی و سروش در زندان

باز از مرگ رهیده ها و وحشت زده های بازگشته از پای چوبه های دار، کتابهای سروش و مصباح یزدی را ‏برای رهایی از مرگ و نشانه ی توبه به دست می گرفتند. کلیدر دولت آبادی باز به غارها پرتاب شد. و سروش و ‏مصباح چون پیروز میدان جنگ سروکله پهلوانی و یکه تازی شان در اتاق های مرگ زده ی زندانها پدیدار شد.

ادامه مطلب


Thursday, May 21, 2009

شما در آن سالها کجا بودید؟

این داستان مرا به یاد کسانی می اندازد که از میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، می پرسند آقای ‏موسوی، شما در دهه اول جمهوری اسلامی و در دوران کشتار و جنایت های رژیم، بویژه در سال ۶۷، کجا بودید ‏و چه می کردید. موسوی همان جا بود که بسیاری از آقایان و خانم هایی که امروز سوال می کنند نشسته بودند. ‏موسوی درست در کنار آنها نشسته بود گرچه در مقام ریاست دولت و مدیر اجرایی پروژه های دولتی، اما ‏همانجایی نشسته بود که بقیه اعضای هیات دولت، معاونین وزرا و رهبران و بنیانگذاران سپاه پاسداران و اعضای ‏وزارت اطلاعات و دیگر وابستگان دور و نزدیک به حکومت اسلامی نشسته بودند.

ادامه مطلب


Friday, December 26, 2008

تحقیق و تفحص دینی دکان فقها نیست

نگاهی به مقاله: اکبرگنجی با دو چهره

انکار حیات جسمانی امام زمان در حقیقت فقط یک لجبازی سیاسی نیست. انکار حیات جسمانی امام زمان با دلایل عقلانی در حقیقت انکار مشروعیت نظام حکومتی است که رهبری آن ولایت خود را به نمایندگی ایشان تعریف کرده و رئیس دولتش خود را در جمکران جوابگوی ایشان می داند.تا زمانی که باور به داستانهائی چون غیبت و حضور جسمانی امام زمان باقی است داستان چاه جمکران و بساط فریب و نیرنگ احمدی نژادها و امثال او باقی خواهد ماند.
پایان داستان غیبت در حقیقت مانند تخته سنگی است که نه تنها دهانه چاه جمکران و جمکران های مشابه در آینده را خواهد بست که درب بسیاری از دکانها و حجره های تجارت دینی را نیز تعطیل خواهد کرد.

ادامه مطلب


Tuesday, November 25, 2008

باور به معاد: ایمان به شکنجه

هرگز فرمان مرگشان صادر نمى‏شود تا بميرند

اعتقاد به دوزخ یعنی مقدس کردن شکنجه و انتقام و آزار. اگر خداوند رحمان و رحیم قرار است کسانی را که به دنیای پس از مرگ باور ندارند و یا در آن شبهه و شک می‌کنند و یا مرتکب خطایی می‌شوند در غل و زنجیر کرده، مایع سوزان و جوشان بر سرشان بریزد و به میان آتش پرتابشان کند، چگونه می‌توان از یک باورمند دینی مسلمان انتظار داشت که شکنجه را عملی زشت و غیر انسانی و شیطانی قلمداد نموده و مخالف آن باشد و در حوزه تحت کنترل خویش در صدد برپایی جهنم هایی در ابعاد کوچکتر برنیاید. یا به کوره های آدم سوزی و اطاق های گاز در اردوگاههای هیتلری ایراد گرفت و نگران تکرار آنها نبود.
اهمیت نقش شیخ احمد احسایی، سید کاظم رشتی، سید علی محمد باب و میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) در جسارت و شهامت آنها در طرح نظریه‌هایی است که از یک طرف امکانات تغییر در مبانی فکر و اندیشه دینی و باورهای مقدس در جامعه را فراهم نمود و از طرف دیگر افق و چشم انداز گفتمان جدیدی را در مباحث مجازات،‌ شکنجه و خشونت در فراروی جامعه ی عقب مانده ی ایران در صد و پنجاه سال پیش گشود.

ادامه مطلب


Monday, August 25, 2008

اگر یک شیعه‌ بودم!‏

‏مگر قرار است فقط بهائی‌ها از بهائی‌ها دفاع کنند؟

اگر یک شیعه بودم، اگر یک فقیه عالی مقام شیعه بودم، اگر در موضع مرجعیت شیعه نشسته بودم و در همان حال ‏که به دیانت شیعه عشق می ورزیدم، به انسانیت نیز می اندیشیدم و دلم از ظلمی که به مردم – شیعه و غیر شیعه – ‏می رفت به درد می آمد، و با دیدن فیلم‌های شکنجه‌های غیرانسانی در زندان‌های جمهوری اسلامی اشک در ‏چشمانم جاری می‌شد، و در عین حال اگر شجاعت داشتم و مقام فقهی و چشم انداز منزلت سیاسی و سودای رهبری ‏چشمانم را کور نکرده بود و قلبم را به تکه ای سنگ مبدل نکرده بود، همان کاری را می کردم که آیت الله ‏منتظری در دهه شصت با شجاعت بی نظیر خود و بدور از نگرانی از عواقب اقدام خود انجام دادند.‏

ادامه مطلب


Wednesday, July 30, 2008

قتل عام تابستان ١٣٦٧ درمشهد

فاجعه ای که نمی توان فراموش کرد

در مشهد تا آنجا که می دانم به هیچ کسی اطلاع ندادند. خانواده ها هفته ها و ماهها پشت در زندان، دادستانی و اطلاعات چشم به انتظار بچه ها بودند. هیچکس نمی خواست باور کند که عزیزش اعدام شده. تا ماهها به خانواده ها می گفتند بچه ها را "اعزام" کردیم. حالا کجا، معلوم نبود. شوهر خواهرم، امین نجاتی محرمی، یکی از اعدام شدگان بود. ماهها به خواهرم می گفتند که ما او را اعدام نکرده ایم، آنها اعزام شده اند.پدر یکی از دوستانم که دو فرزندش اعدام شدند، کارمند شهرداری مشهد بود. مسئول مرده شویخانه بهشت رضا که او را می شناخت گویا با ایشان تماس گرفته بود که اینجا دو بچه هستند که نام خانوادگی شما را دارند که بعدا آنها را در قسمت "لعنت آباد" که قطعه جداگانه ای برای اعدام شدگان بود به خاک سپرده بودند. این پدر گویا از اولین کسانی بود که از ماجرا خبردار شده بود و کم کم خبر در سطح دیگر خانواده ها پخش شد. بسیاری اما هنوز باور نمی کردند.

ادامه مطلب


Wednesday, July 30, 2008

دفاع از دمکراسی یا توجیه عملیات سیا

دمکراسی ایالات متحده یک واقعیت تاریخی است

برخی روش های نادرست در دفاع از برقراری و عادی سازی روابط با ایالات متحده و واقعیت دمکراسی دراین ‏کشور متاسفانه امکانات دفاع شرافتمندانه ما را از دمکراسی و تحقق آن در کشورمان محدود و دشوار ساخته و ‏چهره ما را از یک روشنفکر و فعال سیاسی ایرانی طرفدار دمکراسی ودنیای مدرن به یک توجیه گر عملیات ‏پلیسی برای دیگر کشورها تقلیل می دهد.
ظرفیت دمکراتیک جامعه و نظام امریکا را با نفی جنبش ضدنژادپرستی و سرکوب سیاهپوستان نمی توان نشان ‏داد. بلکه برعکس،‌ با تایید واقعیت نژادپرستی و سرکوب سیاهپوستان در تاریخ این کشور باید جست. ظرفیت ‏دمکراتیک این جامعه و نظام اداری آن در این است که امروز خانم کاندولیزا رایس به عنوان یک زن سیاهپوست ‏که از ستم مضاعف جنسی و نژادی تا چند دهه پیش رنج می برده است، سمبل دیپلماسی خارجی این کشور است و ‏آقای اوبامای سیاهپوست نامزد مقام ریاست جمهوری این کشور و یکی از شخصیت های محبوب در این جامعه و ‏جهان است و به احتمال قوی رئیس جمهور آینده این کشور خواهد بود.

ادامه مطلب


Monday, July 07, 2008

مشهد، زندان وکیل آباد

با بهائی‌ها در مسیر زندگی -فصل سوم

خوشحالم که این بخش از خاطرات زندگی ام را گرچه خیلی مختصر اما تا آنجا که مقدورم بود ‏به رشته تحریر در آوردم. ابتدا به این دلیل که همیشه فکر می کردم که به تمام دوستان هم بندم از جمله دوستان ‏بهائی که با هم سالهای طولانی در سخت ترین شرایط زندان را گذراندیم، مدیونم که این حقایق را بازگو کنم. ‏امیدوارم دیگر دوستان هم بخصوص دوستان بهائی به بازگوئی خاطرات آن سالهای تلخ بپردازند. مطمئنم که باز ‏گوئی همه رنج و دردی که برما رفته است و بر انگیختن احساسات بشری دیگر هموطنان، یکی از موثرترین ‏راههای جلو گیری از تکرار مجدد جنایت است، همه ما باید آنچه را که شاهدش بوده ایم بازگو کنیم تا از تکرار ‏دوباره جنایت جلوگیری شود. وظیفه ما نشان ‏دادن چهره کریه و عمق زشتی و پلیدی جنایتی است که شاهد آن بوده ایم، نشان دادن عمق زشتی و پلیدی این ‏جنایات موجب می شود که دیگر نه کسی اشتهای تکرار آن را داشته باشد و نه کسی پذیرا و مشوق آن شود. ‏مسکوت گذاشتن دامنه این جنایات و پنهان کردن آنها در قفسه های بایگانی دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، مشوق ‏تکرار آنها در آینده است.‏

ادامه مطلب


Monday, June 30, 2008

با بهائی‌ها در زندان

با بهایی‌ها در مسیر زندگی-فصل دوم

زندگی در سلول انفرادی خودش یکی از سخت‌ترین شکنجه‌ها بود. در این سلول‌ها نه از تهویه خبری بود، نه از کولر و نه از بخاری یا شوفاژ. تابستان گرم مشهد در این سلول‌ها غوغا می‌کرد. از صبح سحر با اولین چای که به ما می‌دادند، عرق تمام بدنمان را می‌پوشاند. تمام روز از گرما می‌پختی. زمستان در عوض انگار که به زمهریر منتقلت کرده بودند. چنان سرد بود که بعضی شبها تا صبح ما نمی‌توانستیم بخوابیم و باید نرمش می‌کردیم تا یخ نزنیم. پتوهای سربازی را گاه بصورت کیسه‌ای در می‌آوردیم که در واقع چندلا می‌شد و در میان کیسه می‌خوابیدیم. بعضی از پتوهای سربازی بسیار کثیف بود و بو می‌داد. از آنجا که معمولا بعد از کابل،‌ کف پاها خونریزی می‌کرد و هیچ وسیله‌ای هم برای تمیز کردن آن در اختیار نداشتیم، بسیاری از پتوها خونالود بود و خون خشک شده بر آنها دیده می‌شد.

ادامه مطلب


Tuesday, June 17, 2008

بهایی ستیزی پیش و پس از انقلاب

با بهایی‌ها در مسیر زندگی-فصل اول

برای بچه‌های هم سن و سال ما، بهائیت چند مشخصه بیشتر نداشت. گاه با همان «جهود»های «محمدی» کن یکی ‏شان می گرفتیم. و گاه جماعت نجسی بودند که در میان آنها هیچ ارزش اخلاقی جایگاهی نداشت. روابط جنسی ‏آزاد داشتند، پدر و دختر با هم می‌خوابیدند، در جلسات شبانه خود پس از مراسم دینی چراغها را خاموش می‌کردند ‏و هرکسی با هرکسی همخوابگی می‌کرد. انجمن حجتیه در آن دوران بیشتر با این ادعاهای آخری بچه‌ها را جلب ‏می‌کرد. این باور به بی بندوباری بهایی‌ها دیگر فقط مربوط به نوجوانان و بچه‌ها نبود. بسیاری از مردم میانسال و ‏سالخورده در کشور ما نیز چنین باوری داشتند. این باور چنان قوی بود که گاه برخی ازمردان مسلمان که در پی ‏الواتی بودند تصور می‌کردند اگر به دین بهایی در آیند، مشکلی از نظر روابط نامشروع با زنان و دختران آنها ‏نخواهند داشت.

ادامه مطلب

Page 1 of 8 pages  1 2 3 >  Last »